سلام خوبی
بره کوچولو به جوجه اردک گفت:
که بیا آب را نگاه کن مثل آینه خودت را توی آن می بینی
اما او خوشش نمی آمد.
وقتی باران گرفت جوجه اردک از اینکه خیس شود خوشش نیامد
و برای همین با سرعت خودش را به کاهدانی رساند.
گوساله کوچولو به جوجه اردک پیشنهادی کرد
او گفت:
وقتی در آب هستی دم من را بگیر اما جوجه اردگ گفت ولی دم تو به اندازه کافی بلند نیست.
همه حیوانات برای جوجه اردک ناراحت بودندو فکر می کردند چگونه به او کمک کنند.
کره خر کوچولو فکر کرد اردک کوچولو را سوار قایق کند تا او به اب عادت کند
جوجه اردک از قایق سواری خوشش آمد اما هنوز دوست نداشت داخل آب بشود.
خوکچه کوچولو از بیرون داد زد اهای جوجه اردک بیا بیا گودال گِل من را امتحان کن .
مثل برکه آب است اما خیس نمی شوی
جوجه اردک رفت توی گودال خوکچه کوچولو
اما حسابی گِلی شد او تنها کاری که می توانست بکند این بود که برود و خودش را بشوید.
اول یک پاییش را در آب فرو کرد بعد پای دیگرش را یکدفعه تالاپ افتاد و رفت زیر آب
اما دوباره آمد روی آب .
او روی آب شناور شده بود و بعد می دانید چه شد؟
جوجه اردک از این کار خوشش آمد.
ترجمه : زهرا فرمانی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر