۱۳۸۹/۰۲/۲۰

من و تو

سلام خوبی

انگار

بر شعرهایم

برفِهفت زمستان باریده باشد و

آهوانی مرده

در پشتِ میله های پلک هایم...

تو اما

شب های زاینده رودی

و آوازِبنان

و شعرهایی

که هیچ گاه نگفته ام

آه ای کدام نذرِ فراموش!

تا کی به انتظار

بر این دیوار

پنجره های پر شکوفه

نقاشی کنم؟

شعر از

سید عبدالحمید ضیایی

هیچ نظری موجود نیست: